عرصه و اعیان به چه معناست؟

عرصه و اعیان جزء مهم ترین مفاهیم حقوق ملکی و ثبتی شناخته می شوند واطلاع از آن در زمان خرید ملک بسیار حائز اهمیت است. اصطلاحات عرصه و اعیان جزء اصطلاحاتی هستند که در رابطه با تمامی املاک تعریف می شود و در زمان خرید و فروش و معامله ی ملک جزء فاکتورهای بسیار مهم به حساب می آید. چرا که عدم آگاهی از آن می تواند امکان کلاهبرداری را افزایش دهد و مشکلات حقوقی بسیاری به همراه خواهد داشت.

  • شما چقدر با مفاهیم عرصه و اعیان آشنایی دارید؟
  • آیا از نحوه ی محاسبه ی عرصه و اعیان اطلاعی دارید؟

در ادامه برای کسب اطلاعات بیشتر با وکیل فرنیان فر همراه باشید.

عرصه و اعیان به چیست؟

اصطلاح عرصه به معنای مساحت و کل محدوده ی زمین ملک است. در حقیقت ساختمان و بنا روی عرصه به وجود می آید و شکل می گیرد. برای هر ملک و سازه ای اعم از مسکونی، تجاری و اداری یک عرصه وجود دارد که اعیان روی آن قرار می گیرد.

اصطلاح اعیان به ساختمان و بنایی اشاره می کند که روی عرصه ( زمین ) قرار گرفته و ساخته شده است. اعیان می تواند متعلق به یک نفر و یا بیش از یک نفر باشد. در واقع از طریق سهم بندی می توان اعیان را به بیش از یک نفر اختصاص داد. در رابطه با خانه های مسکونی دربستی و ویلایی معمولا عرصه و اعیان به یک نفر تعلق دارد مگر اینکه بحث انحصار وراثت مطرح شود.

عرصه و اعیان

در رابطه با مواردی که شخص مالک شش دانگ کل ملک است، مالکیت تمام عرصه و اعیان متعلق به اوست.

موضوع عرصه و اعیان در رابطه با خانه های آپارتمانی و مجتمع های مسکونی کمی متفاوت است. در چنین شرایطی عرصه و اعیان به بیش از یک نفر تعلق دارد و هر شریک صاحب سهم مشخصی از عرصه و اعیان است. برای مثال: زمینی را تصور کنید که ساختمان شش طبقه ای روی آن بنا شده است. در چنین شرایطی بایستی شش سند مجزای تک برگ برای مالکین صادر گردد. هر واحد آپارتمان به عنوان یک واحد اعیان شناخته می شود و درصدی از عرصه یا زمین برای هر مالک در سند مالکیت قید خواهد شد. هر مالک به میزان اعیان خود از کل عرصه سهم می برد. یعنی میزان سهم عرصه و اعیان با یکدیگر در ارتباط مستقیمی هستند و هرچه میزان سهم اعیان بیشتر و مساحت آن بزرگ تر باشد، سهم عرصه نیز بیشتر و بزرگ تر است.

مواردی نظیر پارکینگ، انباری و تراس نیز اگر در سند مالکیت به عنوان بخشی از آپارتمان شناخته شود، جزء اعیان به حساب می آید و متعلق به مالک است.

در حال حاضر بیشتر موارد معاملات ملکی بر اساس سند مالکیت شش دانگ صورت می پذیرد که میزان عرصه و اعیان آن کاملا مشخص است. علی رغم این مساله هنوز املاک و مستغلاتی وجود دارند.

نکاتی از عرصه و اعیان در زمین های اوقافی

  • مساله ی عرصه و اعیان در رابطه با زمین های اوقافی یک تفاوت اصلی با سایر زمین ها دارد و آن ذکر عبارت شش دانگ از اعیان در متن سند زمین است. در سایر سند های مربوط به املاک شخصی عبارت شش دانگ از عرصه و اعیان به چشم می خورد. به نظر شما تفاوت میان این دو عبارت چیست؟
  • معاملات املاک اوقافی به این شکل تعریف شده است که مالکیت آنها برای ۹۹ سال به خریدار واگذار می گردد و در مدت زمان مذکور خریدار بایستی اجاره ملک را به صورت اقساط سالانه به سازمان اوقاف پرداخت نماید. دلیل امر از آنجایی ناشی می شود که مالکیت اصلی زمین ( عرصه ) متعلق به سازمان اوقاف است و خریدار از این جهت اجاره بهای آن را پرداخت می نماید، اما مالکیت اعیان به صورت کامل و شش دانگ در اختیار خریدار قرار دارد و متعلق به اوست. بنابراین خریدار زمین اوقافی هیچ اختیاری در رابطه با عرصه یا زمین اوقافی ندارد.
  • خرید و فروش زمین های اوقافی صرفا تحت نظارت و تایید سازمان اوقاف صورت می گیرد و از آنجایی که خریدار تنها صاحب اعیان است، خرید و فروش عرصه امکانپذیر نیست و قانونی تلقی نمی شود.

ارائه مشاوره حقوقی و نکات ضروری با وکیل

دعاوی عرصه و اعیان را می توان در ردیف مهم ترین دعاوی ملکی و ثبتی به حساب آورد. بروز اختلافات و مسائل حقوقی در روند تفکیک عرصه و اعیان و یا تعیین میزان قدرالسهم عرصه و اعیان به خصوص در املاک مشاعی و موروثی امری دور از ذهن نیست و دعاوی زیادی را به خود اختصاص داده است. جزئیات و نکات حقوقی فراوانی در این رابطه وجود دارد که می تواند روند دادرسی پرونده ی شما را تغییر دهد. انتخاب وکیل ملکی متخصص و باتجربه در این زمینه می تواند ضمن ارائه ی یک مشاوره حقوقی دقیق و جامع، بهترین نتایج را در کوتاه ترین زمان ممکن برای پرونده شما رقم بزند.

…برای کسب اطلاعات بیشتر و انجام مشاوره حقوقی تخصصی در این زمینه می توانید با فرنیان فر وکیل پایه یک دادگستری در ارتباط باشید…

۲۰ نکته در رابطه با عده زن

عده زن به مدت زمانی اشاره می کند که پس از انحلال و یا اتمام رابطه ی زوجیت زن، نمی تواند برای ازدواج مجدد اقدام نماید. مفهوم عده یکی از مهم ترین مفاهیم فقه اسلامی است که به قوانین مدنی و خانواده ی ما راه یافته و به عنوان یک اصل قانونی مهم شناخته می شود. علی رغم توصیه های اکید دین اسلام مبنی بر ازدواج، در برخی شرایط خاص، قوانین و اصول دینی افراد را از ازدواج در بازه های زمانی خاصی منع نموده و بدین ترتیب در صدد حفظ بنیان خانواده بوده است.

  • به نظر شما فلسفه ی اصلی منع ازدواج زن در دوران عده چیست؟
  • مدت زمان عده بعد از طلاق و فوت همسر چقدر است ؟
  • آیا از مدت زمان عده و شرایط قانونی آن اطلاعی دارید؟

در ادامه برای کسب اطلاعات بیشتر با وکیل فرنیان فر همراه باشید.

عده زن به چه معناست؟

دوران عده زن مدت زمانی است که پس از طلاق و یا فوت همسر آغاز می گردد و در مدت زمان مذکور زن از ازدواج مجدد منع شده است. بر اساس تعریف ماده ۱۱۵۰ قانون مدنی عده عبارت است ازمدتی که تا انقضای آن زنی که عقدنکاح او منحل شده است نمی تواند شوهر دیگری اختیار کند. مدت زمان عده حسب شرایط زن متفاوت است و پس از گذشت مدت زمان مذکور دوران عده ی زن به پایان می رسد و می تواند با فرد دیگری ازدواج نماید. عده جزء مفاهیمی به شمار می رود که مختص زنان متاهل است و قوانین آن شامل زنان مجرد نمی شود.

عده زن به چه معناست؟

در دین مبین اسلام حریم خانواده و حریم زوجیت از قداست بالایی برخوردار است و شارع مقدس اسلام بنا به دلایل مختلفی دوران عده را پس از انحلال و به پایان رسیدن عقد نکاح برای زنان واجب دانسته است.

با توجه به فلسفه و دلایلی که برای دوران عده زن وجود دارد، از دیدگاه فقه اسلامی انواع عده را می توان به شرح زیر طبقه بندی نمود:

  • عده طلاق
  • عده وفات
  • عده مفقودالاثر
  • عده آمیزش اشتباهی یا نزدیکی به شبهه

بر همین اساس و با توجه به قانون مدنی عده طلاق، عده وفات و عده فسخ نکاح به عنوان انواع عده زن شناخته می شود. مبنای زمان بندی عده زن طهر است. طهر به مدت زمانی اشاره می کند که میان دو عادت ماهیانه ی او وجود دارد که در فقه اسلامی از حداقل زمان ۱۰ روز آغاز می شود.

با توجه به ماده ی ۱۱۵۱ قانون مدنی، مدت زمان عده طلاق و عده فسخ نکاح سه طهر است. در شرایطی که زن بنا به شرایط جسمانی خود عادت ماهیانه نداشته باشد، مدت زمان عده او را ۳ ماه در نظر می گیرند.

حاملگی زن یکی از فلسفه های اصلی دوران عده است. از آنجایی که در گذشته امکانات پزشکی پیشرفته ای برای بررسی حاملگی زنان وجود نداشت، شارع مقدس اسلام دوران عده را به منظور اطلاع از حاملگی زن و مسائل مرتبط با نسب فرزند در نظر گرفته. علی رغم پیشرفت هایی که امروزه حاصل گردیده، کماکان قوانین مربوط به عده پابرجاست و قانونگذار در ماده ۱۱۵۲ قانون مدنی مدت عده زن را در رابطه با عده طلاق و عده فسخ نکاح و بذل مدت در نکاح منقطع ( عقد موقت) برای زنان غیر حامل ( غیرباردار) دو طهر در نظر گرفته است. در شرایطی که زن بنا به اقتضای سن و یا شرایط جسمی خود عادت ماهیانه نشود، مدت زمان عده ۴۵ روز خواهد بود. در رابطه با عده طلاق، عده فسخ نکاح و عده بذل مدت در رابطه با نکاح منقطع ( عقد موقت) برای زنان باردار تا زمان وضع حمل زن و به دنیا آمدن کودک محاسبه خواهد شد.

در رابطه با عده وفات زنان ماده ۱۱۵۴ قانون مدنی چهار ماه و ده روز زمان در نظر گرفته است. رعایت این مدت زمان برای عقد نکاح دائم و عقد نکاح موقت واجب است. در شرایطی که زن حامله است، مدت زمان عده ی او تا پایان وضع حمل در نظر گرفته می شود.

نکاتی مهم در رابطه با عده زنان

  1. رعایت دوران عده برای زنانی که مفقودالاثر بودن همسرشان نزد دادگاه به اثبات رسیده و حکم طلاق آنها صادر شده است، الزامیست. دوران عده ی آنها همانند عده وفات محاسبه می شود. ( چهار ماه و ده روز )
  2. در شرایطی که زن متاهلی دچار آمیزش اشتباه گردیده و به شبهه با فرد دیگری رابطه برقرار کرده است، بایستی عده طلاق نگاه دارد.
  3. در رابطه با زن یائسه رعایت عده طلاق و عده فسخ نکاح ضرورتی ندارد و تنها رعایت عده وفات الزامیست.
  4. رعایت دوران عده طلاق و فسخ نکاح برای زنانی که با همسر خود رابطه ی جنسی برقرار نکرده اند، ضرورتی ندارد.
  5. چنانچه زن در دوران عده خود دچار یائسگی گردد، بایستی عده خود را بر اساس قانون به پایان برساند.
  6. در صورتی که ثابت گردد جنین از شوهر زن نیست و به فرد دیگری تعلق دارد، رعایت دوران عده تا پایان وضع حمل زن ضرورتی ندارد. رعایت دوران عده در دوران بارداری زن تنها در شرایطی امکانپذیر است که جنین به همسر زن تعلق داشته باشد.
  7. در دوران عده وفات ، نفقه ای به زن تعلق نمی گیرد.
  8. در دوران عده طلاق رجعی، نفقه به زن تعلق می گیرد.
  9. وضع حمل ناشی از آمیزش به شبهه نمی تواند عده طلاق زن را از بین ببرد و کمامان پابرجاست.
  10. در شرایطی که زن در دوران عده وفات به سر می برد و باردار است، در صورتی که قبل از چهار ماه و ده روز وضع حمل نماید بایستی مدت زمان عده وفات را به طور کامل رعایت نماید. برای مثال: در شرایطی که شوهر زن فوت می کند و دو ماه پس از فوت شوهر، زن وضع حمل می کند، دو ماه و ده روز نیز بایستی عده وفات را نگاه دارد.
  11. در رابطه با دوران عده زن در طلاق رجعی، امکان رجوع در دوران عده وجود دارد و زن همچنان در علقه ی زوجیت است.
  12. چنانچه شوهر زن در دوران عده طلاق در طلاق رجعی فوت کند، زن بایستی عده وفات را آغاز نماید.
  13. در شرایطی که مرد در دوران عده طلاق بائن یا فسخ نکاح زن فوت نماید، نیازی به رعایت دوران عده وفات برای زن نیست.
  14. مدت زمان عده طلاق رجعی سه ماه و ده روز است.
  15. در صورتی که زن در دوران عده ی خود با مرد دیگری رابطه جنسی برقرار نماید، برای همیشه به یکدیگر حرام می شوند. در نظر داشته باشید که ازدواج این زن و مرد باطل است.
  16. دختری که به سن بلوغ نرسیده و نمی تواند حامله شود و یا دخولی صورت نپذیرفته است، نیازی به رعایت دوران عده طلاق ندارد.
  17. رعایت دوران عده وفات برای تمامی زنان در هر شرایطی الزامیست. این مساله بیشتر به منظور احترام به رابطه ی زوجیت و توجه به مساله ی سوگواری و احترام درگذشته صورت می پذیرد.
  18. زنان باکره دوران عده طلاق ندارند.
  19. زنانی که رحم ندارند و یا به سبب بیمای رحم آنها خارج شده است، نیازی به رعایت دوران عده طلاق ندارند. رعایت عده وفات در چنین شرایطی ضروریست.
  20. رعایت دوران عده طلاق پس از طلاق توافقی برای زن الزامیست.

انجام مشاوره حقوقی

در یک مفهوم کلی عده را می توان حفظ حریم زوجیت و کرامت زن به حساب آورد و بر اساس آیات و روایات اسلامی و قانون مدنی به عنوان یکی از مهم ترین الزامات زنان پس از ازدواج شناخته می شود. در حقیقت به همان میزان که آغاز زندگی مشترک محترم و ارزشمند است، پایان آن نیز بایستی با نهایت احترام متقابل صورت پذیرد. برای زن ضروریست که پس از پایان زندگی مشترک خود مدت زمان مشخصی را به خود اختصاص دهد و سپس برای ازدواج مجدد تصمیم بگیرد.

انجام مشاوره حقوقی با وکیل متخصص خانواده و باتجربه در این زمینه می تواند نکات و جزئیات حقوقی بیشتری در اختیار شما قرار دهد.

…برای کسب اطلاعات بیشتر و انجام مشاوره حقوقی تخصصی در این زمینه می توانید با فرنیان فر وکیل پایه یک دادگستری در ارتباط باشید….

مهم ترین نکات کاربردی عقد بیع

عقد بیع به عنوان یکی از مهم ترین عقود قانونی شناخته می شود و در قالب قرارداد تعریف می گردد. می توان گفت قرارداد بیع به عنوان یکی از رایج ترین و کاربردی ترین قراردادها در سطح جامعه به حساب می آید وهمه ی ما در طول زندگی خود بارها خرید و فروش را از طریق عقد قرارداد بیع تجربه کرده ایم و به خوبی می دانیم که چنین قراردادهایی با آثار و تبعات حقوقی متعددی برای طرفین آن همراه هستند.

  • آیا با نکات و ویژگی های قرارداد بیع آشنایی دارید؟
  • به نظر شما چه شرایطی صحت عقد بیع را تضمین می کند؟

در ادامه برای کسب اطلاعات بیشتر با وکیل فرنیان فر همراه باشید.

تعریف عقد بیع

از نظر حقوقی و بر اساس ماده ی ۳۳۸ قانون مدنی، بیع عبارت است از تملیک و واگذاری عین به عوض معلوم. در حقیقت عقد بیع به مفهوم خرید و فروش و مبادله ی مال در ازای پول و ثمن اشاره می کند. هرگاه مالک مال که تحت عنوان فروشنده شناخته می شود، مال خود را با بهایی مشخص به دیگری بفروشد و در ازای آن از خریدار پولی دریافت نماید، می توان گفت که عقد بیع میان آنها جاری شده است. در نتیجه ایجاب و قبول به عنوان رکن اصلی عقد بیع شناخته می شود و ثمن و مبیع نیز بایستی در عقد مشخص باشند.

مهم ترین نکات کاربردی عقد بیع

از نظر قانونی متعاملین عقد بیع یعنی بایع و مشتری بایستی عاقل و بالغ باشند و با اختیار و رضایت کامل معامله را انجام دهند. از آنجایی که عقد بیع نوعی معامله و قرارداد به حساب می آید، ضروریست که بر اساس ماده ی ۱۹۰ قانون مدنی، شرایط صحت معاملات به شرح زیر بر آن حکمفرما باشد:

قصد طرفین ورضایت آنها

تمامی عقود با قصد و رضایت طرفین شکل می گیرد و بدون آن نمی توان عقد را متصور شد. در واقع عقود ارتباط مستقیمی با اراده و اختیار طرفین آن دارد و از این رو بایستی قصد و رضایت طرفین عقد و توافق آنها به طور صریح روشن و مشخص گردد.

اهلیت طرفین

طرفین تمامی عقود از جمله عقد بیع بایستی به سن بلوغ و رشد رسیده باشند و از عقل سلیم برخوردار باشند. بنابراین انعقاد عقد بیع از سوی کودکان و یا افراد مجنون و دیوانه صحیح نخواهد بود.

موضوع معین که مورد معامله باشد

در رابطه با تمامی عقود از جمله عقد بیع بایستی موضوع معامله و در حقیقت مالی که فروخته می شود ،مشخص باشد. بنابراین معامله و خرید و فروش مال مجهول و ناشناخته ای که موجود نیست، امکانپذیر نخواهد بود.

مشروعیت جهت معامله

در رابطه با تمامی عقود و معاملات از جمله عقد بیع موضوع و جهت معامله بایستی مشروع و قانونی باشد. در غیر این صورت عدم مشروعیت جهت معامله می تواند صحت آن را زیر سوال ببرد.

در کنار تمامی موارد فوق، مالیت داشتن مبیع و قابل نقل و انتقال بودن آن نیز حائز اهمیت است. علاوه بر این پاره ای نکات مهم و کاربردی در رابطه با قرارداد بیع وجود دارد که افق دید قانونی وسیع تری به شما خواهد بخشید و می تواند صحت عقود و قراردادهای بیع شما را به خوبی تضمین کند.

نکات کاربردی قرارداد بیع

با نگاهی دقیق به ساختار و مفهوم عقد بیع، نکات و ویژگی های بسیار زیادی به چشم می خورد. در نظر داشته باشید که عقد بیع می تواند از خرید یک خودکار تا خرید یک زمین بزرگ را در بر گیرد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که ارکان عقد در تمامی موارد یکسان خواهد بود اما نحوه ی انعقاد عقد متفاوت است. برای مثال: شما برای خرید یک خودکار قرارداد کتبی تنظیم نمی کنید و با پرداخت پول آن به فروشنده، خودکار را تحویل گرفته و از مغازه خارج می شوید.

در مواردی مانند: معامله و خرید و فروش املاک و اراضی نیاز به تنظیم قرارداد کتبی و رسمی است و صرف قرارداد شفاهی کافی و کامل به نظر نمی رسد. در چنین شرایطی پاره ای نکات کاربردی قرارداد بیع می تواند بسیار مفید باشد و احتمال بروز اختلافات و مشکلات حقوقی شما را به حداقل میزان ممکن برساند.

  • در قراردادهای بیع ممکن است با اصطلاحات زیر مواجه شوید. بنابراین آشنایی با این مفاهیم ضروری به نظر می رسد:
  • بیع به مفهوم خرید و فروش اشاره می کند.
  • مبیع به موضوع و کالای مورد معامله اشاره می کند. مبیع بایستی قابل مشاهده باشد و مالیت داشتن آن حائز اهمیت است.
  • اصطلاح ثمن، پول و بهای معامله است که از سوی خریدار پرداخت می شود.
  • بایع به معنی فروشنده و خریدار و مشتری به یک مفهوم مشترک اشاره می کنند که طرف مقابل عقد بیع است.
  • در رابطه با عقد بیع دو اصطلاح حال و موجل اهمیت دارد. در شرایطی که با مفهوم حال مواجه شدید، به معنی آنی و همین الان است. در صورتی که اصطلاح موجل باشد، مدت دار بودن عقد را در بر دارد و زمان مشخصی در آینده تعیین می گردد.

دیگر نکات مهم

  1. در نظر داشته باشید که عقد بیع در ردیف عقود تملیکی قرار می گیرد. به این معنا به محض پرداخت کامل ثمن، خریدار به عنوان مالک جدید و اصلی مال مذکور شناخته می شود و تمامی حقوق مالکیت فروشنده قطع می شود.
  2. قرارداد بیع را با خط خوش و خوانا تنظیم کنید و سعی کنید که حدالمقدور قلم خوردگی نداشته باشد. در صورت هرگونه تغییر و یا قلم خوردگی در متن قرارداد و یا سایر موارد بهتر است که در بخش توضیحات ،موارد قید شود. تهیه ی متن پیشنویس می تواند در تنظیم قرارداد صحیح و بدون قلم خوردگی به شما کمک کند.
  3. برای تنظیم قرارداد بیع در چند نسخه بهتر است از کاربن سالم استفاده کنید و توجه داشته باشید که تمامی حروف و ارقام در تمامی نسخه های قرارداد به درستی درج گردد.
  4. در زمان امضای نسخه های قرارداد کاربن را خارج کنید و سپس برای امضا و اثر انگشت نسخه های قرارداد اقدام نمایید. درج نام و نام خانوادگی امضا کننده همراه با تاریخ امضای قرارداد فراموش نشود.
  5. شما برای انعقاد قرارداد خود به دو نفر مرد به عنوان شاهد نیاز دارید. انتخاب شهود از میان افراد غریبه، افراد بسیار مسن و پیر و افراد بی سواد و کم سواد توصیه نمی شود. سعی کنید شاهدین خود را از میان افراد معتبر، معتمد و باسواد انتخاب کنید که به درستی آنها را می شناسید. فراموش نکنید شهادت شهود و امضای شهود در بسیاری از دعاوی احتمالی آینده، موثر و کارساز است.
  6. بسیاری از مشکلات و اختلافات قراردادی به دنبال سوءتعبیر و برداشت ها تفاسیر چندگانه ی طرفین قرارداد به وجود می آید. بهتر است برای تنظیم متن قرارداد بیع تمامی موارد و بندهای آن را به صورت واضح و صریح تنظیم کنید. توجه داشته باشید که مفهوم تمامی لغات، اصطلاحات و بندهای قرارداد به یک موضوع واحد و مشخص اشاره داشته باشد و نتوان چند برداشت متفاوت از آن داشت.
  7. چنانچه در متن قرارداد به موضوع جبران خسارت و یا فسخ معامله اشاره می کنید، تمامی موارد و نکات قانونی آن را صریح و روشن درج کنید. برای مثال: شرایط فسغ معامله، خیارات قانونی، میزان و مبلغ جبران خسارت و نحوه ی جبران خسارت را صریحا مشخص نمایید.
  8. در صورتی که خریداران و یا فروشندگان بیش از یک نفر است مانند: املاک مشاعی و موروثی درج نام تمامی افراد در متن قرارداد ضروریست. همچنین ضرورت دارد که در متن قرارداد بیع، میزان سهم هر فرد به طور کامل و مشخص درج شود.
  9. ذکر دقیق متعلقات موضوع معامله در متن قرارداد بیع ضروریست. برای مثال: چنانچه شما اقدام به خرید یک واحد آپارتمان کرده اید و متعلقاتی نظیر پارکینگ، انباری و یا لوازم منزل به همراه آن وجود دارد، بایستی تمامی این موارد را در متن قرارداد به طور کامل و صحیح قید نمایید.

ممکن است قرارداد بیع شما از نوع بیع موجل باشد. در چنین شرایطی موعد پرداخت ثمن و نحوه ی آن را صراحتا در متن قرارداد درج کنید و اگر چکی تبادل می شود، ثبت شماره چک و ذکر علت صدور چک ضروریست. برگشت چک معامله را زیر سوال نمی برد و فسخ نمی کند، ولی به دلیل اینکه ثمن معامله پرداخت نشده است، شما می توانید ضمانت اجرای مشخصی برای معامله ی خود در نظر بگیرید. برای مثال: در صورتی که دو ماه پس از موعد پرداخت ثمن معامله، اقدامات مورد نیاز برای پرداخت آن صورت نپذیرد حق فسخ معامله و یا دریافت مبلغ مشخصی خسارت امکانپذیر است.

ارائه مشاوره حقوقی و نکات مهم

در رابطه با قرارداد بیع نکات و جزئیات حقوقی بیشتری وجود دارد که قطعا روند معامله و قرارداد شما را تغییر می دهد. به عبارت دیگر جزء به جزء قراردادهای حقوقی و عقودی که منعقد می کنید با مفاهیم حقوقی درآمیخته است و میزان آگاهی های حقوقی شما می تواند احتمال بروز اختلافات و مسائل حقوقی را به حداقل میزان ممکن برساند.

حضور وکیل متخصص و باتجربه در این امر می تواند ضمن ارائه ی یک مشاوره حقوقی دقیق و جامع، پرونده ی شما را در مسیر درست قانونی قرار دهد.

..برای کسب اطلاعات بیشتر و انجام مشاوره حقوقی تخصصی در این زمینه می توانید با فرنیان فر وکیل پایه یک دادگستری در ارتباط باشید…

۴ روش اثبات مالکیت زمین بدون سند رسمی

اثبات مالکیت زمین بدون سند امری دشوار است ولی غیر ممکن نیست و از نظر قانونی راهکارهایی برای آن تعریف شده است. از منظر قوانین و مقررات ارائه ی سند رسمی به عنوان دلیل قطعی و محکمی برای مالکیت افراد شناخته می شود. به عبارت دیگر اشخاص از طریق ارائه ی سند رسمی می توانند مالکیت خود را نزد مراجع قضایی به اثبات برسانند و صاحب حقوق خود شناخته می شوند.

حال شرایطی را در نظر بگیرید که شخصی در صدد اثبات مالکیت زمین بدون سند رسمی است. به نظر شما چنین امری از نظر حقوقی امکانپذیر است؟ چه راهکارهایی برای اثبات مالکیت اراضی بدون سند رسمی وجود دارد؟ در ادامه برای کسب اطلاعات بیشتربا ما همراه باشید.

اثبات مالکیت به چه معناست؟

از نظر قانونی سند رسمی مهم ترین ادله ی اثبات مالکیت شناخته می شود. با این حال ممکن است افراد از طریق سند عادی برای اثبات مالکیت خود اقدام نمایند. سند رسمی طبق ضوابط و شرایط قانونی خاصی توسط مامورین صلاحیتدار دولتی تنظیم می شود. سند عادی واجد چنین اوصافی نیست و قولنامه و مبایعه نامه را می توان به عنوان مهم ترین مثال های آن برشمرد.

اثبات مالکیت زمین بدون سند رسمی

روش های اثبات مالکیت زمین بدون سند رسمی

بر اساس ماده ی ۱۲۸۷ قانون مدنی سند رسمی تعریف شده است و به عنوان مهم ترین ادله ی اثبات مالکیت شناخته می شود. به طور کلی در شرایطی که با ملک بدون سند مواجه هستید ابتدا بایستی دادخواست اثبات مالکیت را به دادگاه قضایی صالح ارائه دهید.

فرد ابتدا دادخواست خود را تنظیم و تمامی ادله و مدارکی که مورد نیاز است ضمیمه ی دادخواست می نماید و ازطریق دفاتر خدمات قضای به مرجع صالح ارسال می کند. به طور کلی در شرایطی که سند رسمی وجود ندارد، یکی از شرایط زیر را می توان متصور شد:

۱- سند عادی

شما ازطریق سند عادی می توانید برای اثبات مالکیت زمین بدون سند رسمی اقدام نمایید. در برخی شرایط به خصوص در ایام گذشته برای معاملات و فروش زمین و اراضی از قولنامه های دستی استفاده می گردید. قولنامه های دستی و مبایعه نامه ها فاقد خصوصیات و ویژگی های سند رسمی هستند و ممکن است استناد به آن جهت اثبات مالکیت کمی دشوار به نظر برسد. همچنین معامله ی شفاهی نیز در برخی شرایط خاص می تواند به اثبات مالکیت کمک کند. برای مثال: شرایطی را در نظر بگیرید که دو نفر نزد شهود اقدام به معامله ی شفاهی زمین نموده اند و ثمن معامله نیز پرداخت شده است. در چنین شرایطی راهکارهایی وجود دارد که می توان برای اثبات مالکیت زمین اقدام نمود. برای مثال: شهادت شهود و ارائه ی رسید بانکی معتبر می تواند ادله ی محکمی به شمار رود.

دادگاه با بررسی قولنامه و یا مبایعه نامه ای که به صورت دستی تنظیم شده و با بررسی سایر ادله ی موجود می تواند حکم نهایی را جهت اثبات مالکیت صادر نماید.

۲- اقرار

از نظر حقوقی اقرار به معنای اقرار به حقی است که به نفع طرف مقابل باشد. شرایطی را در نظر بگیرید که مالک اصلی و متصرف زمینی بر سر مالکیت زمین با یکدیگر اختلاف دارند. در چنین شرایطی اگر متصرف اقرار به مالکیت طرف مقابل نماید، دعوی خاتمه می یابد و مالکیت طرف مقابل به اثبات می رسد.

۳- شهادت شهود

یکی از مهم ترین راهکارهای قانونی اثبات مالکیت زمین بدون سند شهادت شهود است. شهادت شهود موضوعی است که علاوه بر متون قانونی در شرع اسلامی نیز مورد تایید و تاکید قرار گرفته است و به استناد آن می توان حکم نهایی موضوع را اعلام نمود.

در شرایطی که زمین شما فاقد سند مالکیت رسمی است و خواستار اثبات مالکیت آن هستید می توانید از طریق شهادت شهود دعوی خود را پیش برده و به نتیجه برسید.

شهادت شهود با ظوابط و مقررات شرعی و قانونی خاصی همراه است و محتوای بیانات شهود بایستی در یک راستا و برابر باشد. بنابراین چنانکه در بیانات و شهادت شهود تفاوتی وجود نداشته باشد. برای اثبات مالکیت زمین بدون سند از طریق شهادت شهود شهادت دو مرد و یا یک مرد و دو زن کافیست.

۴- اماره تصرف

اصطلاح اماره تصرف به موارد و نشانه هایی اشاره می کند که از طریق آن می توان به مالکیت فرد پی برد و آن را به اثبات رسانید. برای مثال: اماره ید (تصرفات و یا سکونت فرد) در زمین و ملک مورد نظر می تواند دلیلی بر مالکیت او شناخته شود.

البته در نظر داشته باشید که صرف تصرف دلیل برای مالکیت نیست و اماره ید بایستی خصوصیات قانونی خاص خود را دارا باشد.

رسیدگی به دعوی اثبات مالکیت زمین بدون سند رسمی نیازمند پرداخت هزینه های دارسی است و دادگاه محل وقوع ملک به عنوان مرجع قضایی صالح برای رسیدگی به دعوی شناخته می شود.

ارائه مشاوره حقوقی

علی رغم اینکه سند رسمی به عنوان مهم ترین و محکم ترین ادله ی قانونی اثبات مالکیت شناخته می شود، قانون نگاهی وسیع تر و فراتر دارد و جمیع جهات را پیش بینی نموده است. چنین مسائلی در رابطه با بسیاری از موارد بسیار حائز اهمیت است و پرونده های متعددی در این رابطه به چشم می خورد.

چنانچه در مقام خواهان و یا ذینفع چنین پرونده هایی هستید ، حضور وکیل متخصص ملکی و باتجربه در زمینه ی امور ملکی می تواند ضمن ارائه ی مشاوره حقوقی دقیق و جامع، جزئیات و نکات حقوقی بیشتری در اختیار شما قرار دهد.

برای کسب اطلاعات بیشتر و انجام مشاوره حقوقی تخصصی در این زمینه می توانید با فرنیان فر وکیل پایه یک دادگستری در ارتباط باشید

مجازات تبعی چیست؟

مجازات تبعی به دنبال مجازات اصلی تعریف می شود و از نظر حقوقی بخش جداناپذیری از آن به حساب می آید. در مطالعه و بررسی فلسفه ی مجازات ها در طول تاریخ بشریت موارد متعددی به چشم می خورد که اصلاح و تربیت مجرم را می توان به عنوان وجه مشترک اعمال مجازات ها در تمامی ادوار برشمرد. در حقیقت می توان گفت در تمامی نظام های حقوقی مدرن اخیر، جنبه ی اصلاح مجرمین و بازگشت آنها به آغوش جامعه از اهمیت بالایی برخوردار است. با در نظر گرفتن این نکته، مواردی نظیر واکنش جمعی جامعه و سزای رفتار و اعمال مجرمین نیز مطرح می گردد.

با مطالعه ی متون قانونی ایران، عناوینی نظیر مجازات اصلی و یا مجازات تبعی و مجازات تکمیلی نیز عنوان گردیده است. به نظر شما چه تفاوت هایی میان این اصطلاحات و عناوین وجود دارد؟ آیا مجازات های تبعی را می شناسید؟

در ادامه برای کسب اطلاعات بیشتر با وکیل فرنیان فر همراه باشید.

مجازات تبعی به چه معناست؟

از نظر مفهوم حقوقی مجازات تبعی به آن دسته از مجازات هایی اشاره می کند که به دنبال مجازات اصلی و به صورت خود به خود اعمال می شود. به عبارت دیگر در متون قانونی و یا در حکم اصلی، مجازات تبعی به صورت صریح و مستقیم مورد اشاره قرار نگرفته و این دسته از مجازات ها به عنوان نتیجه ی مستقیم مجازات اصلی شناخته می شوند.

مجازات تبعی چیست؟

در یک نگاه دقیق تر مجازات های تبعی سیطره ای محرومیت های اجتماعی را در بر می گیرد که به دنبال صدور و اجرای حکم اصلی آغاز می شوند.

بر اساس ماده ی ۲۵ قانون مجازات اسلامی ، محکومیت قطعی کیفری در جرائم عمدی، پس از اجرای حکم یا شمول مرور زمان، در مدت زمان مقرر در این ماده محکوم را از حقوق اجتماعی به عنوان مجازات تبعی محروم می کند:

  • الف- هفت سال در محکومیت به مجازات های سالب حیات و حبس ابد از تاریخ توقف اجرای حکم اصلی
  • ب- سه سال در محکومیت به قطع عضو، قصاص عضو در صورتی که دیه جنایت وارد شده بیش از نصف دیه مجنیٌ علیه باشد، نفی بلد و حبس تا درجه چهار
  • پ- دو سال در محکومیت به شلاق حدی، قصاص عضو در صورتی که دیه جنایت وارد شده نصف دیه مجنیٌ علیه یا کمتر از آن باشد و حبس درجه پنج

به استناد ماده فوق در رابطه با مجازات تبعی نکات زیر استنباط می گردد:

اعمال مجازات تبعی مختص جرایم عمدی است. بنابراین در رابطه با جرایم غیرعمدی و یا شبهه عمدی مجازات تبعی به چشم نمی خورد.

صدور حکم محکومیت کیفری قطعی و اجرای آن لازمه ی اعمال مجازات تبعی است. بنابراین در شرایطی که حکم صادره به مرحله ی قطعیت نرسیده و یا حکم به مرحله ی اجرا درنیامده است، نمی توان اعمال مجازات تبعی را متصور گردید.

در رابطه با حقوق اجتماعی تبصره ی ۳ ماده ی فوق، ماده ی ۲۶ قانون مجازات اسلامی موارد زیر را عنوان نموده است:

  • الف- داوطلب شدن در انتخابات ریاست جمهوری، مجلس خبرگان رهبری، مجلس شورای اسلامی و شوراهای اسلامی شهر و روستا ب- عضویت در شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت نظام یا هیأت دولت و تصدی معاونت رئیس جمهور
  • پ- تصدی ریاست قوه قضاییه، دادستانی کل کشور، ریاست دیوان عالی کشور و ریاست دیوان عدالت اداری
  • ت- انتخاب شدن یا عضویت در انجمن ها، شوراها، احزاب و جمعیت ها به موجب قانون یا با رأی مردم
  • ث- عضویت در هیأت های منصفه و امناء و شوراهای حل اختلاف
  • ج- اشتغال به عنوان مدیر مسؤول یا سردبیر رسانه های گروهی
  • چ- استخدام و یا اشتغال در کلیه دستگاه های حکومتی اعم از قوای سه گانه و سازمان ها و شرکت های وابسته به آنها، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، نیروهای مسلح و سایر نهادهای تحت نظر رهبری، شهرداری ها و مؤسسات مأمور به خدمات عمومی و دستگاه های مستلزم تصریح یا ذکر نام برای شمول قانون بر آنها
  • ح- اشتغال به عنوان وکیل دادگستری و تصدی دفاتر ثبت اسناد رسمی و ازدواج و طلاق و دفتریاری
  • خ- انتخاب شدن به سمت قیم، امین، متولی، ناظر یا متصدی موقوفات عام
  • د- انتخاب شدن به سمت داوری یا کارشناسی در مراجع رسمی
  • ذ- استفاده از نشان های دولتی و عناوین افتخاری
  • ر- تأسیس، اداره یا عضویت در هیأت مدیره شرکت های دولتی، تعاونی و خصوصی یا ثبت نام تجارتی یا مؤسسه آموزشی، پژوهشی، فرهنگی و علمی

تبصره۱- مستخدمان دستگاه های حکومتی در صورت محرومیت از حقوق اجتماعی، خواه به عنوان مجازات اصلی و خواه مجازات تکمیلی یا تبعی، حسب مورد در مدت مقرر در حکم یا قانون، از خدمت منفصل می شوند.

تبصره ۲- هر کس به عنوان مجازات تبعی از حقوق اجتماعی محروم گردد پس از گذشت مواعد مقرر در ماده(۲۵) این قانون اعاده حیثیت می شود و آثار تبعی محکومیت وی زائل می گردد مگر در مورد بندهای (الف)، (ب) و(پ) این ماده که از حقوق مزبور به طور دائمی محروم می شود.

همانطور که ملاحظه می کنید در متن هیچ یک از احکام قطعی و رسمی صادره از دادگستری در کنار مجازات های اصلی که می تواند شامل حبس ، جزای نقدی و یا سایر مجازات ها باشد، اشاره ای به این موارد نمی شود، اما در مواردی که با جرایم عمدی مواجهیم و حکم به مرحله ی قطعیت و اجرا رسیده است، ماده ی ۲۵ و ۲۶ قانون مجازات اسلامی به عنوان مجازات های تکمیلی و تبعی مورد استناد قرار گرفته و خود به خود اجرا خواهد شد.

در یک نگاه کلی بیشترین موارد مجازات تبعی به محرومیت های حقوق اجتماعی فرد در جامعه اشاره می کند و علت این امر به این مساله بازمی گردد که جنبه ی عمومی جرم مورد توجه قانونگذار قرار گرفته.

در واقع جرایمی مانند: کلاهبرداری، سرقت، قتل و سایر جرایم مشابه سبب واکنش جمعی جامعه می گردد و به نوعی نظم و امنیت جامعه را زیر سوال می برد. فردی که دست به چنین جرایمی می زند در وهله ی اول ستیز و تضاد خود را با جامعه و قوانین آن نشان می دهد و با اعمال مجرمانه ی خود هراس جمعی جامعه را به همراه دارد. طبیعتا چنین فردی حتی در صورت بخشیده شدن و گذشت از سوی شاکی و یا گذراندن دوران محکومیت خود، هرچند به ظاهر اصلاح گردیده و به آغوش جامعه بازگشته است ولی منطقی به نظر می رسد که برای برخی مشاغل و جایگاه های اجتماعی مناسب نیست.

ارائه مشاوره حقوقی

با نگاهی به تاریخ حقوق جزای ایران، موضوع مجازات تبعی جزء موضوعات جدید به شمار می رود و به تازگی در نظام حقوقی ایران شناخته شده است. در گذشته مجازات ها صرفا به مجازات اصلی ختم می شد و پس از گذراندن کامل دوران محکومیت و یا در شرایطی نظیر عفو عمومی و یا گذشت شاکی اعمال مجازات اصلی به پایان می رسید و مساله ی مصلحت عمومی و جمعی جامعه چندان مورد توجه قرار نمی گرفت.

با گذشت زمان و مطالعه ی دقیق تر آثار و تبعات جرم بر جامعه، موضوع محرومیت از حقوق اجتماعی به عنوان بخشی از مجازات اصلی و یا مکمل آن مورد توجه قانونگذار قرار گرفت و به سبب آثار و نتایج مثبت آن تا به امروز ادامه دارد.

  • شما موضوع مجازات تبعی را چگونه ارزیابی می کنید؟
  • به نظر شما صرف گذراندن مجازات اصلی برای اصلاح مجرم کافی به نظر می رسد و یا محرومیت از حقوق اجتماعی می تواند در این راستا موثر باشد؟

انجام مشاوره حقوقی با وکیل متخصص وبا تجربه می تواند جزئیات و نکات بیشتری در اختیار شما قرار دهد و بهترین نتایج را برای پرونده ی شما رقم خواهد زد.

برای کسب اطلاعات بیشتر و انجام مشاوره حقوقی تخصصی در این زمینه می توانید با فرنیان فر وکیل پایه یک دادگستری در ارتباط باشید.

تکلیف خیانت زن و مطالبه مهریه

آیا به زنی که خیانت کرده مهریه تعلق می گیرد ؟ مهریه زن خیانتکار از نظر قانونی قابل مطالبه است و در صورت هرگونه خیانت از سمت زن به او تعلق می گیرد. خیانت مساله ای است که متاسفانه در سال های اخیر بسیاری از زوج ها در زندگی مشترک خود با آن مواجه شده اند. بحرانی که می تواند زندگی مشترک را به چالش بکشاند و حتی به جدایی برساند. در چنین شرایطی هرگاه خیانت از سمت زن رخ دهد، طلاق اولین گزینه ای است که به ذهن مرد خطور می کند و بالتبع آن پرداخت مهریه مطرح می گردد.

بسیاری از مردان تصور می کنند که در شرایطی که زن خیانت می کند، مهریه ای به او تعلق نمی گیرد و به راحتی می توان برای طلاق زن اقدام نمود. به نظر شما مهریه زن خیانتکار از نظر قانونی به چه شکل است؟ در ادامه برای کسب اطلاعات بیشتر با وکیل فرنیان فر همراه باشید.

نگاهی به مفهوم مهریه از منظر قوانین ایران

مهریه مال مشخصی است که مرد به دنبال عقد نکاح متعهد می گردد که به همسر خود پرداخت نماید. صداق، کابین و مهر نام های دیگریست که اشاره به مفهوم مهریه دارد. اصطلاح مهریه از نظر شرعی و قانونی به یک مفهوم مشترک اشاره می کند و به عنوان یکی از شروط مهم عقد ازدواج شناخته می شود. مهریه ویژگی های زیادی دارد که یکی از مهم ترین آنها قابلیت تملک است. نکته ی مهم دیگری که در رابطه با مهریه باید بیان شود، الزام به پرداخت آن از سوی مرد است. به این معنا که مرد موظف به پرداخت مهریه ای است که تعهد کرده و نمی تواند از پرداخت آن امتناع نماید.

تکلیف خیانت زن و مطالبه مهریه

در بیشتر موارد پرداخت مهریه در پروسه ی طلاق زوجین مطرح می گردد ولی به طور کلی زن در هر شرایطی می تواند مهریه ی خود را مطالبه نماید. البته در نظر داشته باشید که این امر در شرایطی امکانپذیر است که مهریه از نوع عندالمطالبه باشد. مهریه عندالمطالبه به مهریه ای اشاره می کند که زن در هر شرایطی می تواند مهریه ی خود را مطالبه نموده و در صورت عدم توانایی مرد و یا امتناع او از پرداخت مهریه، امکان طرح دادخواست در دادگاه و مطالبه قانونی مهریه جود دارد. نوع دیگری از مهریه تحت عنوان عندالاستطاعه شناخته می شود که توانایی مرد در پرداخت مهریه ضروریست.

با چنین اوصافی مرد در هر شرایطی ملزم به پرداخت مهریه ی همسر خود خواهد بود و صرفا در شرایطی که مهریه از نوع عندالاستطاعه تعیین می شود، توانایی مالی مرد برای پرداخت مهریه در نظر گرفته می شود. بنابراین در شرایطی که زن خیانت کرده، مرد نمی تواند به بهانه ی خیانت همسر خود از پرداخت مهریه امتناع ورزد.

مهریه زن خیانتکار به چه صورت است ؟

شرایطی را در نظر بگیرید که زن پس از چند سال زندگی مشترک به همسر خود خیانت کرده و مرد متوجه این موضوع شده است. طبیعتا اولین گزینه ای که برای مرد مطرح می گردد، طلاق زن و مساله ی پرداخت مهریه است. بیشتر مردان بر این باور غلط هستند که در صورت خیانت زن مهریه ای به او تعلق نمی گیرد و خیانت زن می تواند مساله ی پرداخت مهریه را منتفی نماید.

در متن قانون مدنی و سایر قوانین داخلی کشور به هیچ عنوان به مساله ی عدم پرداخت مهریه زن خیانتکار اشاره ای نشده و مرد در هر شرایطی ملزم به پرداخت مهریه ی خواهد بود. در رابطه با مساله ی خیانت زن، نکات زیر قابل ذکر است:

در شرایطی که مرد متوجه خیانت همسر خود می گردد، بهترین راه حل جمع آوری ادله و مدارک و طرح شکایت از زن در دادگاه است. مرد می تواند از طریق چنین مدارکی خیانت زن خود را در دادگاه به اثبات برساند و سپس برای طلاق همسر خود اقدام نماید. در این صورت ممکن است زن به جرم برقراری رابطه نامشروع محکوم شود. طلاق توافقی بهترین گزینه ای است که در چنین شرایطی می توان از طریق آن اقدام نمود. برای مثال: مرد می تواند با همسر خود توافق نماید که در صورت گذشت زن از مهریه ی خود، مرد نیز از شکایت خود می گذرد.

در نظر داشته باشید که برقراری هرگونه رابطه نامشروع از سمت زن مانعی برای مطالبه و پرداخت مهریه نیست و حتی اقرار به زنا ازسمت زن نیز، مهریه ی او را از بین نمی برد و کماکان پابرجاست.

در برخی مواقع زن و مرد در عقد نکاح با یکدیگر شرط می کنند که در صورتی که مرد بدون دلیل موجه زن خود را طلاق دهد، نصف اموال و دارایی های او به زن تعلق گیرد. حال تصور کنید زنی به همسر خود خیانت کرده و مرد از طریق اسناد و مدارک محکمی متوجه این موضوع شده است. بنابراین مرد برای طلاق همسر خود دلیل موجهی دارد و ملزم به پرداخت نیمی از اموال خود نیست. البته در صورتی که مرد متعهد گردد که در هر شرایطی پس از طلاق نیمی از اموال و دارایی های خود را به همسر خود واگذار نماید، اثبات یا عدم اثبات خیانت زن تاثیری در این مساله ندارد.

در رابطه با حضانت فرزند پس از خیانت زن لازم به ذکر است اگر خیانت زن، صلاحیت اخلاقی او را زیر سوال ببرد و تربیت و آینده ی فرزند را با مشکلاتی مواجه نماید، طبیعتا می توان برای سلب حضانت مادر اقدام نمود. در غیر این صورت اگر صلاحیت اخلاقی مادر مورد تایید دادگاه قرار بگیرد، حضانت مادر طبق شرایط قانونی پابرجاست و ادامه دارد.

مشاوره حقوقی با بهترین وکیل امور خانواده

مساله ی تعهد و وفاداری زوجین به عنوان یکی از مهم ترین اصول اخلاقی زندگی مشترک شناخته می شود. طبیعتا خیانت می تواند بنیان و ریشه ی زندگی مشترک را از بین ببرد و از سوی دیگر بی اخلاقی و انحطاط را در جامعه افزایش دهد. اما بایستی در نظر داشت که مسائلی نظیر خیانت نمی تواند ناقض حقوق زن شناخته شود و مواردی که قانون و شرع به عنوان حقوق زن به رسمیت شناخته، پابرجاست. مهریه زن خاینتکار علی رغم تمامی تصورات غلط قابل مطالبه است و مرد موظف به پرداخت آن خواهد بود.

مشاوره با وکیل متخصص خانواده و باتجربه می تواند جزئیات و نکات حقوقی بیشتری در اختیار شما قرار دهد

برای کسب اطلاعات بیشتر و انجام مشاوره حقوقی تخصصی در این زمینه می توانید با فرنیان فر وکیل پایه یک دادگستری در ارتباط باشید.

وکیل مهریه , مطالبه مهریه ۱۴۰۳ در سریعترین زمان

وکیل مهریه , اخذ و مطالبه مهریه در سریع ترین زمان با وکیل فرنیان فر ( پایه یک دادگستری ) : اگر چه مطالبه مهریه از لحاظ قانونی صرفاً به زمان طلاق و متارکه بستگی ندارد. با این حال با توجه به افزایش آمار طلاق در ایران با روند رو به رشد دادخواست هایی مبنی بر مطالبه مهریه و یا اعسار از پرداخت مهریه (توسط زوج) روبرو هستیم. این امر نیاز مبرم جامعه به دریافت مشاوره حقوقی مهریه و همچنین استمداد از وکیل متخصص مهریه را به وضوح نشان می دهد.

قواعد حقوقی ریز و درشتی که در این زمینه وجود دارد و تنوع سوالاتی که پیرامون این موضوع مطرح می شوند بسیاری از وکلا را مصمم نموده است تا مقالات گسترده ای در رابطه با مهریه و زوایای مختلف آن تنظیم نمایند. در ادامه نمونه ای از مقالات در خصوص وکیل متخصص خانواده را به همراه یکدیگر مطالعه می کنیم.

با مفهوم حقوقی مهریه بیشتر آشنا شوید

اطلاعات مردم در بیشتر موارد در خصوص مهریه یک دسته اطلاعات کلی است.که اصولاً بر مبنای موازین حقوقی نمی باشد. بسیاری از افراد صرفاً می دانند که مهریه حق زن است و او می تواند برای مطالبه مهریه دادخواست حقوقی تنظیم کند. این نکته کاملاً صحیح است اما نه مطالبه مهریه به همین راحتی است و نه شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت و پرداخت آن! مهریه دینی کاملاً قانونی بر عهده مرد است و حتی با فوت زن نیز از بین نمی رود و به وراث او انتقال میابد.

وکیل مهریه

این دین به قدری مهم و معتبر است که حتی در صورت متهم شدن یک زن به سنگسار (به دلیل زنا) نیز از بین نمی رود. پرداخت مهریه در دنیای امروز در اغلب موارد با دردسرهای زیادی همراه است و برای بسیاری از مردان به یکی از بزرگترین و جدی ترین مسئله موجود جهت پایان بخشیدن به زندگی مشترکی که به ادامه آن رغبتی ندارند تبدیل شده است. مهریه یک قانون شرعی است و با توجه به دارا بودن حمایت متون شرعی به شدت مورد توجه مراجع قضایی است.

حوزه فعالیت وکیل مهریه

مواردی که در مبحث قبل بیان گردید به خوبی اهمیت مراجعه به وکیل مهریه را مشخص می کند. وکیل مهریه صرفاً در خصوص دعوای مربوطه به مهریه فعالیت نمی کند با این حال تخصص و حرفه ی او در پرونده هایی مربوط به مهریه بوده و بیشترین تجربه و مطالعات تخصصی را در این زمینه داشته است. یک وکیل مهریه می تواند در سایر پرونده های حقوقی و قضایی نقش داشته باشد با این حال شانس رسیدن به موفقیت در پرونده های مربوط به مهریه برای او بیشتر خواهد بود. حوزه فعالیت وکیل مهریه در مسائل ذیل است:

  • وکالت در مطالبه مهریه ( وکیل مطالبه مهریه )
  • وکالت در اعسار از پرداخت مهریه ( وکیل اعسار از پرداخت مهریه )

وکالت در امور مهریه

در صورتی که قصد مطالبه مهریه را دارید باید به دادگاه خانواده یا دوائر اجرای ثبت رفته و در آن جا دادخواست مطالبه مهریه بدهید. در برخی از موارد نیز که میزان مهریه بیست میلیون تومان یا کمتر باشد می توان از طریق شواری حل اختلاف مهریه خود را مطالبه نمایید. در صورتی که بخواهید وکالت در مهریه را به یک وکیل متبحر بسپارید نیازی نیست در هیچ کدام از مکان های فوق حاضر شده و در آشوب و جنجال های احتمالی قرار بگیرید. وکیل مهریه تمامی مراحل قانونی برای مطالبه مهریه را طی نموده و نتیجه کار را به شما گزارش خواهد داد.

وکیل تسخیری برای مهریه

برخی از افراد که توانایی پرداخت هزینه های حق الوکاله را ندارند به دنبال وکیل تسخیری برای طی مراحل قانونی پرونده هستند. وکیل تسخیری به صورت رایگان وکالت پرونده را می پذیرد اما نکته ای که در این خصوص مطرح می گردد این است که امکان گرفتن وکیل تسخیری برای پرونده مطالبه مهریه یا اعسار از پرداخت مهریه وجود ندارد. وکیل تسخیری صرفاً در دعاوی کیفری وارد می شود. بنابراین اگر پرونده شما به علل مختلفی همچون استنکاف و خودداری مرد از پرداخت مهریه جریان کیفری یابد می توانید به گرفتن وکیل تسخیری برای مهریه امیدوار باشید.

هزینه دادرسی مهریه برعهده کیست؟

هزینه دادرسی بر عهده فردی است که دادخواست را تنظیم می کند بنابراین در خصوص مطالبه مهریه نیز هزینه دادرسی بر عهده زوجه است با این تفاوت که زوجه می تواند بعد از دریافت حکم قطعی در خصوص اجرای مهریه، درخواست مطالبه هزینه دادرسی را از زوج بنماید. در این خصوص زوجه باید سه و نیم درصد ارزش کل مهریه یا میزانی که به اجرا می گذارد را به عنوان هزینه دادرسی پرداخت کند .

بهترین وکیل مهریه در غرب تهران

دقت کنید که یک مقوله بسیار مهم در قانون با عنوان اعسار از پرداخت هزینه دادرسی وجود دارد و شما می توانید در صورت عدم توانایی مالی جهت پرداخت هزینه دادرسی این دادخواست را تنظیم کنید. البته پذیرش آن با توجه به وضعیت مالی زن و نظر دادگاه سنجیده می شود البته امروزه در ابتدا باید از طریق دوایر ثبتی اقدام به مطالبه مهریه نمایید که در این صورت این مبلغ به شما تحمیل نخواهد شد و در صورت انصراف از ادامه عملیات اجرایی و با مراجعه به محاکم باید هزینه دادرسی پرداخت گردد .

بهترین وکیل مهریه در تهران

وکلای متعددی در تهران در زمینه مطالبه مهریه و سایر پرونده های راجع به آن تخصص لازم را به دست آورده اند و با عنوان وکیل مهریه به فعالیت حقوقی در این زمینه مشغول هستند. شما نیز اگر می خواهید از تخصص و تجربه برترین وکلای متبحر در این زمینه و در پایتخت ایران استفاده کنید می توانید با شماره تلفن های درج شده در وب سایت وکیل فرنیان فر تماس گرفته و نوبت رسیدگی دریافت نمایید.

شروط باطل کننده عقد نکاح چیست ؟

شروط باطل کننده عقد نکاح به آن دسته از شروط زوجین اشاره می کند که باعث باطل شدن عقد نکاح می شود و به صحت آن خلل وارد می کند. در رابطه با فلسفه ی وجودی شرایط ضمن عقد به این نکته اشاره می کنیم که به صورت عرفی و قانونی سالهاست که شروط ضمن عقد پابرجاست و طرفین عقد نکاح می توانند پاره ای شرایط را برای شروع زندگی مشترک خود عنوان نمایند. حال به نظر شما دایره ی قانونی و شرعی این شرایط تا کجاست؟ آیا به عنوان یکی از طرفین عقد نکاح می توان هر شرطی را ضمن عقد نکاح بیان نمود و یا محدودیت هایی در این رابطه وجود دارد؟ در ادامه برای کسب اطلاعات بیشتر با وکیل فرنیان فر همراه باشید.

نگاهی به شروط مبطل عقد نکاح

به محض انعقاد عقد نکاح پاره ای وظایف و تعهدات متقابل برای زوجین ایجاد می گردد که هریک از آنها ملزم به انجام و رعایت آن هستند. برای مثال: بر اساس قوانین فقهی و شرعی و قوانین مدنی ایران ریاست خانواده پس از عقد نکاح بر عهده ی مرد قرار می گیرد. این مساله بدون اینکه در ضمن عقد نکاح مطرح گردد، به عنوان یک اصل قانونی پذیرفته شده است. مثال: دیگری که می توان در این زمینه بیان نمود، پرداخت نفقه ی زن و قبول مسئولیت های مالی زندگی مشترک است که بر عهده ی مرد قرار دارد. مواردی از این قبیل به محض وقوع عقد نکاح پذیرفته شده و نیازی به بیان شرط در این مورد نیست. با این حال ذات عقد نکاح به گونه ای است که زن و مرد می توانند پاره ای شروط شرعی و قانونی را مقرر نمایند.

شروط باطل کننده عقد نکاح چیست ؟

شروط باطل عقد نکاح شامل چه مواردی می شود ؟

شروط باطل عقد نکاح به آن دسته از شروط اشاره می کند که ممکن است به خودی خود باطل باشند اما خللی به عقد نکاح وارد نمی کند. در چنین شرایطی خود شرط باطل است و آثار باطل بودن آن به عقد نکاح سرایت نمی کند . در نتیجه ذات عقد نکاح صحیح خواهد بود.

در ماده ی ۲۳۲ قانون مدنی به پاره ای از شروط اشاره گردیده که ذات آنها باطل است ولی خللی به صحت عقد وارد نمی کنند:

شرطی که انجام آن غیرمقدور است.

شرایطی را در نظر بگیرید که هریک از طرفین عقد نکاح توافق خود را در رابطه با شرط ضمن عقدی که انجام آن مقدور نیست اعلام می نمایند. برای مثال: زن شرط می کند که همسرش بایستی مرده ای را زنده نماید. طبیعتا انجام چنین شرطی امکانپذیر نیست ولی ذات عقد صحیح و پابرجاست.

شرطی که در انجام آن نفع و فایده ای نباشد.

برخی شروط ضمن عقد ممکن است هیچ نفع و فایده ای برای طرفین آن نداشته باشد. برای مثال: فرض کنید زن شرط می کند که شوهرش آب یک استخر را بدون وسیله خالی نماید. در چنین شرایطی شرط باطل است اما عقد نکاح صحیح است و به قوت خود باقیست.

شرطی که ذات آن نامشروع و غیرقانونی باشد.

تصور کنید زن و مردی پس از عقد نکاح روابط آزاد با دیگران را برای یکدیگر جایز می شمارند و حتی در این زمینه شرط ضمن عقد نکاح تنظیم می کنند. بر اساس قوانین حقوقی و شرعی و حتی عرف جامعه این شرط از پایه و اساس باطل است ولی بیان کردن آن و توافق در این زمینه خللی به صحت عقد نکاح وارد نخواهد کرد.

شروط باطل کننده عقد نکاح و نکات مهم آن

اصطلاح شروط مبطل عقد نکاح به آن دسته از شروطی اشاره می کند که شرط کردن و بیان نمودن آنها ضمن عقد نکاح می تواند موجبات انحلال و بطلان عقد نکاح را فراهم نماید. در حقیقت این شروط با مقتضای ذات عقد نکاح در تضاد هستند و عنوان کردن آنها حتی در شرایطی که مورد توافق طرین عقد نکاح قرار گرفته، منجر به ابطال عقد نکاح خواهد شد.

شروط باطل کننده عقد نکاح

بر اساس ماده ی ۲۳۳ قانون مدنی، شروط زیر باطل است و می تواند موجبات بطلان عقد نکاح را فراهم نماید:

  1. شروط خلاف مقتضای ذات عقد
  2. شروط مجهول

در رابطه با شروط مبطل عقد نکاح بایستی متذکر شویم که این دسته از شروط با ذات عقد در تضاد آشکار هستند و انجام آن می تواند عقد نکاح را با خطر بطلان مواجه کند. برای مثال: فلسفه اصلی تشکیل زندگی مشترک و عقد نکاح تشکیل خانواده و برقراری روابط جنسی به شکل قانونی و صحیح است. حال تصور کنید زنی در ضمن عقد نکاح خود شرط می کند که حاضر به تمکین خاص از همسر خود نیست و عدم انجام وظایف زوجیت شرط شده است. در واقع شرط می شود که همسر او نباید رابطه جنسی با او داشته باشد. طبیعتا چنین شرطی با ذات عقد در تضاد آشکار قرار دارد و توافق در مورد آن می تواند ذات عقد را با بطلان و انحلال مواجه نماید.

ارائه مشاوره حقوقی با وکیل خانواده

عقد نکاح سرآغاز توافقات و تعهداتی است که حقوق و وظایف متقابل زن و مرد را رقم می زند. زن و مرد هریک این اختیار را دارند که شروط و توافقاتی را برای شریک زندگی خود مطرح کنند و زندگی مشترک خود را آغاز نمایند. اما بایستی در نظر داشت که این شروط در راستای بهبود شرایط زندگی مشترک تعیین شوند. در غیر این صورت می تواند ذات عقد را با مساله ی بطلان و انحلال مواجه نموده و فلسفه ی اصلی عقد نکاح از بین برود.

انجام مشاوره حقوقی با وکیل متخصص خانواده و باتجربه در این امر می تواند جزئیات و نکات حقوقی ارزشمند و مفیدی در اختیار شما قرار دهد و به سوالات حقوقی شما در این زمینه پاسخ می دهد.

برای کسب اطلاعات بیشتر و انجام مشاوره حقوقی تخصصی در این زمینه می توانید با فرنیان فر وکیل پایه یک دادگستری در ارتباط باشید.

دیوان عدالت اداری از منظر قوانین جدید ۱۴۰۳

دیوان عدالت اداری به منظور رسیدگی به شکایات و اعتراضات ملت نسبت به آیین نامه های دولتی، واحد ها، سازمان ها و مامورین دولتی شکل گرفته. در واقع می توان گفت که دیوان عدالت اداری زیرمجموعه ای از قوه ی قضاییه است که به صورت رسمی و اختصاصی در زمینه ی رسیدگی به شکایات و اعترضات علیه ساختارهای دولت و آیین نامه های دولتی فعالیت می کند. ساختار و تشکیلات دیوان عدالت اداری به دنبال اصل ۱۷۳ قانون اساسی کشور شکل گرفت و پس از آن مصوبه های متعددی در این راستا تنظیم گردید.

نگاهی به مهم ترین تغییرات قانون دیوان عدالت اداری جدید

در یک مفهوم کلی دیوان عدالت اداری به عنوان مرجع قضایی صالح برای رسیدگی به شکایات و اعتراضات مردمی علیه نهادها و مامورین دولتی شکل گرفته است. همچنین وظیفه ی مهم دیگر دیوان عدالت اداری را می توان در زمینه ی آیین نامه های اجرایی دولت عنوان نمود که در تضاد با قوانین و مقررات هستند و یا موجب تضییع حقوق افراد می شوند. همانطور که می دانید به منظور حسن اجرای مصوبات و قوانین کشوری، نهادها و سازمان های دولتی می توانند آیین نامه های اجرایی مربوطه را تنظیم نموده و مقررات خاصی را در نظر بگیرند. اما این آیین نامه های دولتی در ردیف قوانین و مقررات مصوبه ی رسمی قرار ندارند و امکان تجدید نظر یا ابطال آنها توسط دیوان عدالت اداری وجود دارد. همچنین شما می توانید شکایت خود را از مقامات و مامورین دولتی نزد دیوان عدالت اداری مطرح نمایید.

دیوان عدالت اداری از منظر قوانین جدید 1403

 

  • مهم ترین چیزی که در قانون جدید به چشم می خورد، تغییر نام قانون از قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری به قانون دیوان عدالت اداری است. در ماده ی ۲ این قانون اصطلاح معاونت های تخصصی به چشم می خورد که گویای تخصصی تر شدن ساختار دیوان است. طبیعتا رسیدگی به شکایات نیز به شکل تخصصی تر پیش می رود.
  • ساختار و تشکیلات دیوان عدالت اداری ازشعب متعدد و هیئت عمومی تشکیل یافته است. بر اساس الحاقات و اصلاحات قانون جدید دیوان عدالت اداری، در زمینه ی جذب قاضی شعب و ترکیب اعضای هیئت عمومی تغییراتی به وجود آمده است.
  • بر اساس قانون جدید تمامی دستگاه های اجرایی کشور و تمامی نهاد ها و سازمان های دولتی موظف هستند که مصوبات خود را در پایگاه الکترونیکی دیوار بارگذاری کرده و به اشتراک بگذارند. طبیعتا چنین امری می تواند امکان بازبینی و تطبیق این مصوبات را با قوانین و مقررات کشوری به شکلی بهتر و سریع تر فراهم نماید.
  • بـر اساس قانون جدید دیوان عدالت اداری همه ی اشخاص اعم از عمومی و خصوصی می توانند شکایات خود را در دیوان به ثبت برسانند. حتی امکان شکایت سازمان های مردم نهاد نزد دیوان عدالت اداری وجود دارد. معاون حقوق عامه ی دیوان نیز می تواند به عنوان خواهان اقامه دعوی نموده و پرونده را آغاز نماید. دقیقا همانند: دادستان در مراجع قضایی
  • بر اساس قانون جدید شما می توانید علیه قراردادهای دولتی و بندهای آن که ناقض حقوق شماست و یا موجب تضییع حقوق شما گردیده، در دیوان طرح شکایت نمایید. در ضمن امکان شکایت از مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای عالی فضای مجازی در شرایطی که خارج از صلاحیت خود عمل می کنند نیز وجود دارد.
  • قبل از به تصویب رسیدن قانون جدید، آرای وحدت رویه فقط برای مراجع اداری و شعب دیوان لازم الاجرا بود ، اما با توجه به قانون جدید دیوان عدالت اداری آرای وحدت رویه برای کلیه ی هیئت های عمومی و خصوصی لازم الاجرا خواهد بود.

سایر تغییرات و نکات مهم

  1. یکی از مهم ترین تغییراتی که در قانون جدید به چشم می خورد در رابطه با صلاحیت هیئت عمومی است. بر اساس قانون جدید هرگاه تمامی آرای مشابه اشتباه صادر شوند و هیئت عمومی این مساله را تشخیص دهد، هیئت عمومی می تواند رای صحیح را در این زمینه صادر نماید.
  2. همچنین در قانون جدید دیوان عدالت اداری عنوان گردیده است، تمامی آرای صادره از شعب هیئت عمومی دیوان، علاوه بر دستگاهی که مخاطب و طرف مقابل دیوان قرار گرفته، برای تمامی ارگان ها و نهادهای دولتی نیز لازم الاجراست. این موضوع بسیار مهمی است که پیش ازین وجود نداشت و محل بحث و اعتراض بسیاری از افراد بود. چرا که در بسیاری موارد موضوعات مشابه فراوانی در دیوان مطرح می گردید که مخاطب متفاوتی داشت. در حالی که با صدور رای واحد برای بسیاری از ارگان ها و نهادهای دولتی این مشکل برطرف و از حجم پرونده های دیوان کاسته می شد.
  3. شرایطی را در نظر بگیرید که دیوان علیه ابطال مفاد یک مصوبه رای خود را صادر نموده و دستگاه مورد نظر مجددا اقدام به تصویب و اجرای آن می نماید. بر اساس قانون جدید دیوان عدالت اداری در صورت بروز چنین امری موضوع خارج از نوبت و با فوریت رسیدگی خواهد شد و امکان ابطال آن وجود دارد. در ضمن متذکر می شویم که قانون امکان جبران ضرر و خسارات وارده را توسط مسئولین نهاد مربوطه پیش بینی نموده است.
  4. قانون دیوان عدالت اداری جدید در رابطه با عدم اجرای رای دیوان توسط نهاد مخاطب که علیه آن شکایت صورت پذیرفته ، پیش بینی نموده که در صورت عدم اجرای رای دیوان برای مدت زمان یک سال، از طریق مکاتبه با سازمان برنامه و بودجه و از محل بودجه ی سازمان و یا نهاد مورد نظر می توان برای جبران ضرر و خسارات وارده اقدام نمود.
  5. در قانون جدید دیوان عدالت این مساله مورد تاکید قرار گرفته که در صورت صدور هرگونه رای از سوی هیئت عمومی مبنی بر ابطال یا عدم ابطال، رای مذکور برای تمامی مراجع اداری و قضایی کشور لازم الاجراست و بایستی ملاک عمل آنها قرار بگیرد.

ارائه مشاوره حقوقی و راهنمایی کامل

همانطور که مشاهده نمودید تغییرات و اصلاحات جدید و قابل تاملی در مصوبه ی اخیر مجلس به چشم می خورد و به دنبال پیش بینی هایی که صورت پذیرفته، چتر حمایتی قانونی بیش از پیش گسترده شده است. فراموش نکنیم که دیوان عدالت اداری و به طور کلی قوه قضاییه به عنوان نهادی برای رسیدگی به شکایت و اعتراضات مردم شکل گرفته و هرگونه تضییع حقوق افراد موجبات رسیدگی های قانونی را فراهم می نماید.

انتخاب وکیل دیوان عدالت اداری آگاه و باتجربه ضمن ارائه ی مشاوره حقوقی جامع و دقیق می تواند جزئیات و نکات ارزشمند بسیاری در اختیار شما قرار دهد و بهترین نتایج را در کوتاه ترین زمان برای پرونده ی شما رقم خواهد زد.

برای کسب اطلاعات بیشتر و انجام مشاوره حقوقی تخصصی در این زمینه می توانید با فرنیان فر وکیل پایه یک دادگستری در ارتباط باشید.

وکیل حکم تخلیه - فرنیان فر

وکیل حکم تخلیه ، چطور شکایت کنیم ؟

بهترین وکیل برای گرفتن حکم تخلیه و  پیگیری ۱۰۰% پرونده از ابتدا : به دنبال گسترش ارتباطات و مراودات میان افراد در سال های اخیر، روابط حقوقی متعددی در سطح جامعه به وجود آمده و متعاقب آن چتر حمایتی قانون بیش از پیش وسیع و گسترده شده. یکی از مهم ترین روابط حقوقی را می توان در روابط میان موجر و مستاجر مشاهده نمود که به دنبال قرارداد اجاره شکل گرفته و آغاز می شود.

قرارداد اجاره برای طرفین آن پاره ای وظایف و تعهدات دوجانبه به همراه می آورد که در صورت هرگونه قصور و کوتاهی از انجام آن، ضمانت های قانونی مربوطه قابل اجرا هستند. یکی از مهم ترین حمایت هایی که قانون در حمایت از موجر در نظر گرفته، صدور حکم تخلیه برای بازپس گیری ملک از مستاجر است. به نظر شما صدور حکم تخلیه برای کدام موارد پیش بینی شده است؟ آیا از مراحل و روند قانونی آن اطلاعی دارید؟ در ادامه برای کسب اطلاعات بیشتر با ما همراه باشید.

حکم تخلیه به چه معناست؟

از نظر حقوقی حکم تخلیه ملک در شرایطی صادر می شود که موجر از نظر حقوقی با یکی از شرایط زیر مواجه گردد:

مدت زمان قرارداد اجاره به پایان رسیده و مستاجر برای مدت زمان مشخصی هیچ گونه مبلغی به عنوان اجاره به موجر پرداخت نکرده است. در چنین شرایطی مستاجر موظف است که از نظر قانونی ملک را به موجر بازگرداند.متذکر می شویم چنانچه موجر از پرداخت پول ودیعه مستاجر به هر علتی امتناع ورزد، نمی تواند بابت حکم تخلیه اقدامی نماید. بنابراین موجر بایستی ابتدا پول مستاجر خود را حاضر کرده و سپس اقدامات قانونی مورد نیاز را آغاز نماید.

  • مستاجر ملکی را که اجاره نموده، به دیگری اجاره دهد.
  • مسـتاجر ضرر و خسارت قابل توجهی به ملک استیجاری وارد کرده است.
  • مستاجر در ملک استیجاری اقدام به امور غیرمشروع و غیرقانونی نماید.

همانطور که مشاهده می کنید در صورت نقض پاره ای قوانین و مقررات و یا امتناع از پرداخت مبلغ اجاره بها برای موجر این حق به وجود می آید که از طریق قانونی حکم تخلیه ملک را دریافت نموده و برای بازپس گیری ملک خود اقدام نماید.

وکیل حکم تخلیه - فرنیان فر

در ابتدای امر می توان با دستور تخلیه برای تخلیه ی ملک اقدام نمود. دستور تخلیه نوعی دستور قضایی است که بر اساس آن مستاجر موظف به تخلیه ی ملک و بازگرداندن آن به مالک است. متذکر می شویم که دستور تخلیه مختص املاک مسکونی است.

در ادامه چنانچه با دستور تخلیه نتیجه ای حاصل نگردید، می توان برای دریافت حکم تخلیه اقدام نمود.

حکم تخلیه می تواند در رابطه با اشیا و افرادی که در ملک مزبور مستقر هستند صورت پذیرد. همچنین امکان صدور حکم تخلیه برای مواردی که فرد به صورت غیرقانونی در محلی مستقر شده نیز وجود دارد.

در چنین شرایطی مالک ملک یا موجر می تواند از طریق ارائه ی مدارک و اسناد قانونی نظیر سند مالکیت ابتدا مالکیت خود را به اثبات برساند و سپس با اثبات موارد نقض قانون درخواست خود را مبنی بر صدور حکم تخلیه مطرح نماید.

به خاطر داشته باشید که مرجع قضایی صالح برای رسیدگی به دعاوی دستور تخلیه و حکم تخلیه، شورای حل اختلاف محل استقرار ملک است. موجر می تواند علاوه بر تقاضای صدور دستور یا حکم تخلیه ملک ،تقاضای جبران ضرر و خسارات وارده را نیز مطرح نماید.

  • به نظر شما در این پروسه ی قانونی نسبتا پیچیده، حضور یک وکیل ملکی متخصص و باتجربه چه نقشی خواهد داشت؟

وکیل حکم تخلیه

همانطور که می دانید در سال های اخیر بسیاری از مشاغل از جمله وکالت به سمت تخصص گرایی حرکت کرده اند. می توان گفت که یکی از اصلی ترین ومهم ترین نتایجی که به دنبال تخصص گرایی حاصل می گردد، حل و فصل امور و پیشبرد آن به شکلی موفقیت آمیز و توام با تجربه است. وکیل حکم تخلیه در وهله ی اول یک وکیل پایه یک دادگستری است که اطلاعات جامعی پیرامون مسائل حقوقی و کیفری دارد، اما وجه تمایز او را می توان در دانش و تخصصی عنوان نمود که در زمینه ی امور قانونی مرتبط با حکم تخلیه ملک و دستور تخلیه ملک کسب نموده است.

وکیل حکم تخلیه با تکیه بر دانش و تخصص خود و از رهگذر تجاربی که طی سالها مطالعه و فعالیت در زمینه ی چنین پرونده هایی به دست آورده است می تواند ضمن ارائه ی مشاوره حقوقی دقیق و جامع در زمینه ی سوالات و پرونده ی مورد نظر شما، روند دادرسی پرونده ی را تسهیل نماید

فراموش نکنید که لازمه ی دستیابی به یک حکم عادلانه و قانونی، رعایت تشریفات رسمی دادرسی در کنار آگاهی از قوانین و مقررات مربوطه است. در غیر این صورت امکان اطاله ی دادرسی و اتلاف زمان و هزینه های شما وجود دارد. حضور وکیل آگاه، متخصص و باتجربه می تواند ضمن جلوگیری از اطاله ی دادرسی پرونده ، نکات و جزئیات قانونی ارزشمند و کارآمدی در اختیار شما قرار دهد.

برای کسب اطلاعات بیشتر و انجام مشاوره حقوقی تخصصی در این زمینه می توانید با فرنیان فر وکیل پایه یک دادگستری در ارتباط باشید.